تبليغاتX
به نام خالق عشق

به نام خالق عشق

عشق واژه ي مقدسي است كه هر كسي لايق دچار شدن به آن نيست

به خدا تقصير من نبود


به خدا من نمي خواستم ازت جدا شم


به خدا اون روزي كه سرت داد زدم اين خودم بودم كه تحقير شدم


ديگران سد بين من و تو هستن


اين جا آخر راه من و تو بود


عزيزم به خدا اگه ازم متنفر بشي دوريم برات آسون تره





+نوشته شده در بیست و هشتم آبان 1387ساعت23:52توسط fateme | |

 

رفتي ومن ماندم وتنهاييم 

 

                        غم و اندوه شب و بيدارييم

 
 

رفتي وچشمم به در وا مانده است 

 

                       عطروبويت درهواجامانده است

 
 

عطر گل ها بوي تو ياد آورد

 
 

                         برگگلها روي تو ياد آورد

 
 

رفتي و من ماندم و چشمم به در 

                          از مكانت قاصدك هم بي خبر






نا اميدم از برگشتن تو

 


همين طور كه نااميدم ديگه دوستم داشته باشي

 


و همچنان با اين نااميدي



زندگي مي كنم بدون تو


+نوشته شده در شانزدهم آبان 1387ساعت23:31توسط fateme | |

*شب را دوست دارم!

 

 چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند .چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم

 

*شب را دوست دارم!

 

چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند.

 

*شب را دوست دارم!

 

چرا كه اولين بار تو را در شب يافتم.

 

*از شب مي ترسم!

 

چون تو را در شب از دست دادم.




"به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟"


انتظار سخت است

 

 

 

فراموش کردن هم سخت است

 

 

 

اما اينکه نداني

 

 

بايد انتظار بکشي يا فراموش کني از همه سخت تر است




+نوشته شده در پانزدهم آبان 1387ساعت23:36توسط fateme | |