|
همه چيزم را در قمار عشق باخته ام... دلم را... دلدارم را... من در قمار عشق دين و ايمانم را باخته ام... رقيب با گوشه ي چشمي كلبه ي عشقم را ويران كرد و چه سست
بنيان بود اين كلبه... او با ناز نگاهش روزگارم را سياه كرد.اكنون شب روزم هر دو
تاريكند،هر دو خاموشند،هر دو بي نورند "خورشيدم جاي ديگريست" بهش بگين من لايقش نبودم من كنار رفتم تا خودش انتخاب كنه و انتخاب كرد ولي بازم از ته دل خوشحالم چون اون خوشحاله اي روزگار خداحافظ ديگه ميخوام برم
درخت با جنگل سخنمیگوید
|
About![]()
توي دلم دردي هست كه حس كردني نيست
Home
|